[spb_text_block pb_margin_bottom=”no” pb_border_bottom=”no” width=”1/1″ el_position=”first last”]

در امر نساجی شهرت نایین در سال‌های قبل به عبای بسیار ظریف آن بود که از پشم شتر یا بز و گوسفند بافته می‌شد. قدمت این هنر به قرن‌ها پیش باز می‌گردد اما کم کم پارچه بافی در کارگاه‌های سنتی رونق خود را از دست داد و مردم این شهر نیز قالیبافی را جایگزین آن کردند.

سیسیل ادواردز در مورد قالی نایین می گوید: چون قالیبافان به ریسیدن کلاف های ظریف برای تهیه پارچه های نازک و ریز عادت داشتند، چله های قالیچه را طوری قرار دادند که در هر اینچ 2222 گره به دست آمد و به این ترتیب قالیچه هایی تهیه کردند که از لحاظ ریزی بافت تا آن موقع در ایران نظیر نداشت. چون جنس جدیدی بود و میزان فرآورده نیز زیاد نبود، خیلی خوب به فروش رفت.

آغاز ورود و تجارت قالی نایین در تهران (پایتخت) را می‌توان سال 1318 هجری شمسی، یعنی در سال ‌های آغازین جنگ دوم جهانی برشمرد. این جریان در پیشبرد هنر قالیبافی این منطقه بسیار مؤثر بود و باعث معرفی هر چه بیشتر آن گردید.
ادواردز در این مورد نیز می گوید: سپس جنگ جهانی آغاز گردید و بازار تهران رونق گرفت. در آن هنگام از نظر تازه به دوران رسیده‌های پایتخت هیچ کالایی خیلی خوب و یا خیلی گران نبود. پس قالیچه های نایین به تهران حمل گردید و در آن جا به عنوان ریز‌باف‌ترین و یکی از بهترین قالیچه های ایران شناخته شد.
توضیحات مذکور مربوط به اوضاع قالیبافی در نایین تا سال 1328 شمسی می باشد. اما با سپری شدن این برهه زمانی و آغاز شرایط اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جدید در جهان، بازارهای جدید و وسیع تری برای قالی نایین پدید آمد. به طوری که نه تنها باعث گرایش هر چه بیشتر مردم نایین به سوی این حرفه گردید، بلکه سبب تمایل قالیبافان سایر نواحی کشور نیز به امر تولید فرش نایین شد.
امروزه در منطقه نایین، قالیبافی همچون گذشته رونق ندارد، اما در سال‌های گذشته تقریباً در تمامی منازل حداقل یک دار قالیبافی بر پا بود و بیننده تیزبین در یک نگاه جهت‌گیری تمامی امور ظاهری و باطنی شهر را در راستای قالیبافی می‌دید. آنچنان که نام نایین، تصویر‌گر شهری با کوچه و گذری پوشیده از قالی در جهان گردید.
در حدود سال 1310 هجری شمسی، نشر و انتقال قالی نایین به بخش‌ها، روستاها و شهرهای همجوار آغاز شد. بدین ترتیب در منازلی که دار قالی برپا بود، در مقابل یکسال کار بدون مزد (به دختران طالب یادگیری که از روستاهای اطراف مراجعه می‌نمودند) آموزش قالیبافی می‌دادند. پس از این مدت کارآموزان خود اقدام به برپایی دار قالی در منازل خویش می‌نمودند و ایشان نیز تحت شرایط مذکور به آموزش قالیبافی مبادرت می ورزیدند. این جریان موجب انتقال این هنر – صنعت به روستاهای اطراف و شهرهای همجوار گردید.
مهمترین جهش توسعه، بخش خوربیابانک بود که توسط فردی به نام، رحیم رنگ آمیز نایینی که خدمتگزار اداره آموزش و پرورش نایین بود و سپس به بخش خور منتقل گردید، صورت پذیرفت.
اما توسعه و گسترش فرش نایین به این جا نیز ختم نشد و به شهرها و مناطق مهم دیگر همچون: کاشمر، مشهد، آمل (مازندران)، چهار محال و بختیاری، اصفهان، فارس، زاهدان و شهرهای نزدیک‌تر همچون اردکان،‌ میبد و یزد نیز راه یافت و این در شرایطی بود که این شهرها عمدتاً خود از مراکز قالیبافی بوده و دارای قالی بومی خاصی خود هستند.

[/spb_text_block] [spb_text_block title=”نگاهی گذرا بر تاریخچه و مراحل تولید فرش نایین” pb_margin_bottom=”no” pb_border_bottom=”no” width=”1/1″ el_position=”first last”]

mfarsh.ir
دستان پر تلاش بافندگان فرش دستباف نائین

در سال 1296 مرحوم میرزا محمد باقر بقایی نایینی، معروف به ادیب که دانشمندی وارسته و فرهنگ دوست بود و از محرومیت جوانان فقیر و بی سواد رنج می‌برد، در صدد شد تا در خانه شخصی خود تعدادی از علاقه مندان به تحصیل را برای خواندن و نوشتن گرد آورد. با گذشت زمان و مراجعات زیاد به منزل ایشان، زمینه را برای مکانی وسیع‌تر فراهم آورد. گلزار نام خانه‌ای بیرون دروازه محله کلوان بود که مرحوم ادیب علاوه بر آموزش علوم متداول درآن زمان، به پیشگامی دو تن از استادان قالی‌بافی با نام‌های میرزا حسین و میرزا جواد سجادی اولین دار قالی را در این مدرسه دایر نمود.

مرحومان علی‌محمد رهنما و برادران حبیبیان اولین کسانی بودند که در راه یادگیری این هنر همت به خرج دادند و مسئولیت انتقال آن را به دیگران بر عهده گرفتند. با ادامه روند قالی‌بافی در مدرسه ادیب و همزمان با حکومت رضا شاه شخصی به نام حاج ملا قاسم صادقی اقدام به تاسیس کارگاهی نمود و اولین گروه هنر آموز مدرسه را به استخدام در آورد و نسبت به گسترش هنر فالی‌بافی نام و یادگاری نیکو از خود بر جای نهاد.

به مرور زمان و پس از گسترش هنر قالی‌بافی، در کمتر از دو دهه، صنایع مادر و جانبی عمدتاً سنتی و دستی همانند نخ ریسی، نخ‌تابی، چله‌دوانی، نقشه‌کشی، رنگرزی، رفوگری، قالی‌شویی و قالی‌سازی به طور کاملا مستقل، خود کفا و بومی در نایین به وجود آمد. قالی نایین به واسطه هنر سر پنجه‌ی بافنده، به نوع رنگرزی و نقش مایه‌های برگرفته از ذهن خلاق مردمان کویر، که عمری در حسرت فراوانی گل و گیاه، بیابان‌ها را نظاره می‌کردند و آن را در فرش تداعی نمودند،‌ به شهرتی جهانی رسید.

برای بافتن قالی نایین در ابتدا مواد اولیه آن را که شامل نخ چله (پنبه‌ای یا ابریشمی) و نخ پود (کرک، پشم و یا ابریشم) می‌باشد، آماده می‌کنند. برای اینکار ابتدا پشم یا کرک چیده شده و پس از شست‌و‌شو، حلاجی می‌گردد. حلاجی برای پنبه نیز صورت می‌گیرد. پس از حلاجی مواد، به وسیله چرخ ریسندگی به نخ تبدیل می‌شوند. نخ‌هایی که قرار است به عنوان پود به کار رود، به صورت کلاف در آمده و پس از شست‌و‌شو به کارگاه رنگرزی برده می‌شود. در آنجا کلاف ها را در حمام رنگ حرارت داده تا نخ ها رنگ را به خود بگیرند. برای ثبات رنگ، نخ ها را قبل، بعد یا همزمان با رنگ آمیزی دندانه‌دار می‌کنند. پس از اتمام  رنگ‌آمیزی، کلاف‌ها را از پاتیل رنگ خارج کرده، در سایه خشک می‌کنند. نخ‌های پنبه‌ای یا ابریشمی را که برای تولید چله آماده شده بود در اختیار تونه تابها و چله‌دوان‌ها قرار می‌دهند تا  نخ چله را بتابانند. نخ‌های چله متداول در ایران، تونه چهار‌لا، شش‌لا  یا نه‌لا می‌باشد که همگی برای افزایش استهکام پس از تولید آب‌کوبی می‌گردد. در این مرحله می‌بایست نخ چله به صورت تارهای قالی بر قامت دار قالی (دستگاه قالی) پوشانده شود. دار قالی می‌بایست به صورت عمودی و از جنس چوب یا فلز باشد. پس از بار زدن قالی توسط قالی‌بار‌ زن، مهمترین مرحله یعنی بافت فرش صورت می‌گیرد. هنرمند پر تلاش قالیباف، با استفاده از طرح های دل‌انگیزی که طراحان خوش ذوق نایینی با الهام از طبیعت طرح زده‌اند، خامه (پشم و ابریشم و کرک) را روی تارها گره زده و نقوش زیبای لچک ترنج، اسلیمی، محرابی، درختی و… را بر چهره فرش پدیدار  می‌کند. این هنرمندان با استفاده از ابزاری چون تیغ، قیچی و دفتین سرا‌پای تارها را از گره‌های فارسی پر می‌کنند. پس از اتمام کار بافت، قالی اصطلاحاً از دار پایین می‌افتد (از دستگاه جدا می‌شود) و پس از شست‌و‌شو و پرداخت، آماده تحویل به بازار مصرف می‌گردد.

گرچه هر انسان هنر دوستی در مقابل هنر سرپنجه بافنده سر تعظیم فرود می‌آورد ولی شاید به مصداق تمثیل عامیانه «کوزه گر ازكوزه شكسته آب می‌خورد» نسبت به این هنروران بی نام و نشان كه با فرسایش قوای جسمانی خود به خلق نقش‌های بدیع پرداخته و از دسترنج خود كمتر بهره مند گردیده‌اند غرق محبت و حتی تاثر خواهد گردید.

[/spb_text_block]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاسخ دهید * محدودیت زمانی پاسخگویی تمام شد. پرسش امنیتی را دوباره بارگذاری کنید